X
تبلیغات
♥ تو را من چشم در راهم ♥


♥ تو را من چشم در راهم ♥

آسمانی تر از نام خورشید...

 

نایت اسکین

شنبه یازدهم شهریور 1391 | 23:25 | رضوانه | |

ترسم آخر زغم عشق تو دیوانه شوم،

بیخود از خود شوم و راهی میخانه شوم،

آنقدر باده بنوشم که شوم مست و خراب،

نه دگر دوست شناسم نه دگر جام شراب.

جمعه نهم فروردین 1392 | 18:53 | رضوانه | |

عکس ها و تصاویر متحرک جشن تولد (کیک و تبریک)

عکس ها و تصاویر متحرک جشن تولد (کیک و تبریک)

 

عکس ها و تصاویر متحرک جشن تولد (کیک و تبریک)   ۱/۱/۱۳۹۲     عکس ها و تصاویر متحرک جشن تولد (کیک و تبریک)

عکس ها و تصاویر متحرک جشن تولد (کیک و تبریک)     امروز توّلـــدمه              عکس ها و تصاویر متحرک جشن تولد (کیک و تبریک)

  عکس ها و تصاویر متحرک جشن تولد (کیک و تبریک)تـــوّلــد   توّلـــد   تولـــدم مبارکــــــ      عکس ها و تصاویر متحرک جشن تولد (کیک و تبریک)

 

پنجشنبه یکم فروردین 1392 | 0:43 | رضوانه | |

http://www.iranlaw.com/norooz.jpg

 

چهارشنبه سی ام اسفند 1391 | 20:19 | رضوانه | |

سالی در راه است
سالی پر برکت
سالی که اگر خواهی
نیست در آن حسرت
برف ها آب شدند
غصه ها از ما دور
یک دل خوش دارم
که شده سنگ صبور
تو در این خانه تکانی بتکان
هر چه از درد حکایت میکرد
بگذار پاک شوی از غم ها
خالی شوی از دوده ی درد
میلاد جانمحمدی

سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391 | 4:3 | رضوانه | |

منظره بارانی برگ ها rain tree

اي مهربانتر از برگ، در بوسه‌هاي باران!
بيداري ستاره، در چشم جويباران!

آيينة نگاهت، پيوند صبح و ساحل
لبخند گاه گاهت، صبح ستاره‌باران

بازآ كه در هوايت، خاموشي جنونم،
فريادها برانگيخت از سنگ كوهساران

اي جويبار جاري! زين سايه برگ مگريز
كاينگونه فرصت از كف، دادند بي‌شماران.

گفتي: « به روزگاران مهري نشسته...» گفتم:
بيرون نمي‌توان كرد « حتي » به روزگاران

بيگانگي زحد رفت، اي آشنا مپرهيز
زين عاشق پشيمان، سر خيل شرمساران

پيش از من و تو بسيار، بودند و نقش بستند
ديوار زندگي را زينگونه يادگاران

وين نغمه محبت بعد از من و تو ماند
تا در زمانه باقي‌ست آواز باد و باران

پنجشنبه سوم اسفند 1391 | 13:46 | رضوانه | |

جمعه بیستم بهمن 1391 | 10:17 | رضوانه | |

iran decor

شیشه ای می شکند....

یک نفر می پرسد... چرا شیشه شکست؟

مادر می گوید...شاید این رفع بلاست.

یک نفر زمزمه کرد.... باد سرد وحشی مثل یک کودک

شیطان آمد.

شیشه پنجره را زود شکست.

کاش آنشب که دلم مثل آن شیشه مغرور شکست عابری

خنده کنان می آمد...

تکه ای از آن را بر می داشت مرهمی بر دل

تنگم می شد...

اما آنشب دیدم...

هیچ کس هیچ نگفت غصه ام را نشنید....

از خودم می پرسم آیا ارزش قلب من از شیشه

پنجره هم کمتر است؟

دل من سخت شکست اما، هیچکس هیچ نگفت و نپرسید چرا؟

سه شنبه سوم بهمن 1391 | 16:12 | رضوانه | |

                       در اين شکل چند عکس سر آدم وجود دارد؟ 


هر چه بيشتر پيدا کنيد ، آدم تيزبين تر و دقيق تري هستيد... 


سه شنبه چهاردهم آذر 1391 | 20:47 | رضوانه | |

 
نغمه ها
 
دل از سنگ بايد كه از درد عشق
ننالد. خدايا دلم سنگ نيست
مرا عشق او چنگ اندوه ساخت
كه جز غم در اين چنگ آهنگ نيست
 
به لب جز سرود اميدم نبود
مرا بانگ اين چنگ خاموش كرد
چنان دل به آهنگ او خو گرفت
كه آهنگ خود را فراموش كرد
 
نمي دانم اين چنگي سرونوشت
چه مي خواهد از جان فرسوده ام
كجا مي كشانندم اين نغمه ها
كه يكدم نخواهند آسوده ام
 
دل از اين جهان بر گرفتم دريغ
هنوزم به جان آتش عشق اوست
در اين واپسين لحظه زندگي
هنوزم در اين سينه يك آرزوست
 
دلم كرده امشب هواي شراب
شرابي كه از جان برآرد خروش
شرابي كه بينم در آن رقص مرگ
شرابي كه هرگز نيابم بهوش
 
مگر وارهم از غم عشق او
مگر نشنوم بانگ اين چنگ را
همه زندگي نغمه ماتم است
نمي خواهم اين ناخوش آهنگ را
پنجشنبه دوم آذر 1391 | 17:7 | رضوانه | |

 پرستش

ای شب، به پاس صحبت دیرین، خدای را

با او بگو حکایت شب زنده داری ام

با او بگو چه می‌کشم از درد اشتیاق

شاید وفا کند، بشتابد به یاری ام

 

ای دل، چنان بنال که آن ماه نازنین

آگه شود ز رنج من و عشق پاک من

هر چند بسته مرگ کمر بر هلاک من

 

ای شعر من، بگو که جدایی چه می‌کند

کاری بکن که در دل سنگش اثر کنی

ای چنگ غم، که از تو به جز ناله بر نخواست

راهی بزن که ناله از این بیشتر کنی

 

ای آسمان، به سوز دل من گواه باش

کز دست غم به کوه و بیابان گریختم

داری خبر که شب، همه شب دور از آن نگاه

مانند شمع سوختم و اشک ریختم


ادامه مطلب
جمعه بیست و ششم آبان 1391 | 16:6 | رضوانه | |

www . night Skin . ir